X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1389

چند دانه ی برنج

سالها قبل جهت عقد قرارداد تجاری به چین رفتم. میزبان کاری مرا به یکی از رستوران های خوب در شهر پکن برد و غذای چینی برای من آوردند که با برنج درست شده بود و در حقیقت نوعی پلو به حساب می آمد. من همه ی آن را خوردم ولی مقداری از آن روی میز ریخت.

وقتی که خدمتکار آمد میز را مرتب کند، دید مقدار کمی برنج را من سهوا روی میز ریخته ام. خیلی مودبانه گفت: «من این برنج ها را با اجازه ی شما جمع می کنم.»

وقتی از او راجع به علت اینکار سئوال کردم، گفت: «کشور من بیش از یک میلیارد جمعیت دارد و اگر در هر روز هر کدام از ما فقط 10 عدد دانه ی برنج را اسراف کنیم حجم زیادی دور ریز می شود. ما در این کشور اجازه ی اسراف نداریم و از این گناه کسی نمی گذرد.»

نظرات (1)
مطهر
شنبه 26 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 08:22 ق.ظ
با سلام و سپاس
جالب بود.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد