X
تبلیغات
رایتل
شنبه 22 آبان‌ماه سال 1389
توسط: قادر

خسی در میقات

موسم حج است و دیدار با خدا حیفم آمد که در این ایام

موسم حج است و دیدار با خدا حیفم آمد که در این ایام یادی از نوشته های زیبای معلم شهید دکتر علی شریعتی و مرحوم آقا جلال نکنم . 

" انسان در میقات مثل موجودی است نیم مرده و چرکین بدن را می اندازد و سبک و آزاد میشود ، لباسهای خود را از بدن آورده و لباسهای پاک و سفید و غیر دوخت احرام را در بر میگیرد . اینجا میقات سرحد حریم خداست " و هرچه در خود بنگری می بینی که خسی هستی به میقات آمده و نه کسی که به "میعاد" و اینجا وقت ابدیت است ، یعنی اقیانوس زمان ، و میقات در هر لحظه ای و هر جا و تنها با خویشتنی... 

چرا که میعاد جای دیدار با دیگری است. اما میقات زمان همان دیدار است و تنها با خیشتن . 

پس در میقات بریز! ... کفن بپوش! رنگ ها را همه بشوی ... سپید بپوش ! و به رنگ همه شو. 

همچو ماری که پوست بیاندازد . از من بودن خیش بدر آی . مردم شو.  

ذره ای شو ، درآمیز با ذره ها، قطره ای کم در دریا " نه کسی باش که به میعاد آمده ای ،خسی شو که به میقات آمده ای" 

بمیر پیش از آنکه بمیری ، جامه ی زندگیت را بدر آر، جامه مرگ را بر تن کن . 

اینجا میقات است... همه من هایت را در ذئالحلیفه حفر کن ، خود را در آن دفن نما ، شاهد مرگ خویش باش.  

زائر گور خویش و تقدیر نهایی حیات خود را به دست خود بیافرین ، در میقات بمیر و در صحرای میان میقات و میعاد ، مبعوث شو ، که صحرای قیامت است، افق تا افق کفن پوشان سیل خروشان سپیدها ، مردم، همه یک رنگ، یک طرح ، هیچکس هیچکس را نمی شناسد ، همه "ما" می شوند . 

وقتی از منی بدر آیی خود را نفی کنی ، در" ما" حلول کنی هر کس یک جامعه می شود . نمود . خود یک "امت" میشود چنانکه ابراهیم یک "امت" شده بود "ان ابراهیم کان امت" 

و تو اکنون می روی تا ابراهیم شوی! 

همه همدیگر می شوند یکی همه می شود و همه یکی ، م جامعه شرک به توحید میرسد ، امت می شود . و امت جامعه ایست در راه "ام" یعنی آهنگ ، حرکت به سوی مقصدی ، عزیمت به سوی قبله ای ، اجتماعی نه برای بودن که شدن. نه برای سعادت . که کمال ، نه آرامش که جنبش و نه اراده که رهبری و نه حکومت که "امامت"

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد