X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390
توسط: قادر

یاد باد آن روزگاران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد. 

علی جان خود می دانی چقدر علاقه دارم در این صفحه ی خاموش ، فریاد درونیم را به تصویر بکشم و با برادران بودجه ایم سخن بگویم .  

و هرازگاهی می بینم دوستی از جمع مان کوچ کرده و این برای حقیر خیلی سخت است . 

نمی دانم این کلبه ی حقیرانه بودجه را چه کسی بنا کرد که اینچنین عندلیبان 

در رفتنشان ،دل دوستان را می لرزانند. 

همه ی رنج فراق به یک طرف ، اما گاهگاهی طوفان بی مروتی در این کلبه را تخته می کند آن دوسال سخت، بی حرمتی را به جان خریدیم ، چرا که نغمه های پرستوهای مانده در قفس دل آشنایان را نوازش می داد و ما هم دل خوش داشتیم که روزی این بند بکسلد. واین چنین هم شد و گلستان به سرو چمن خندید.  

واین شادی صباحی طول نکشید و پس از حضور پرستوها در حرم آقا امام رضا "ع" دوباره به کلبه ی احزان برگشتیم. 

دل را ز رضا بگیرم چه کنم؟  

بی یاد رضا اگر بمیرم چه کنم ؟  

فردا که کسی را به کسی کاری نیست 

دامان رضا اگر نگیرم چه کنم؟ 

(این یاد بادی است از برادر رفیعی ) 

خلاصه آشنایی آمدو این فاصله را بدتر از آن دوسال سخت کرد . چرا که تعامل کاری در سنوات گذشته و آشنایی اش با نزاکت یاران بودجه ، با ما چنین کرد. 

یاد دارم در زمان گذر از مرحله اول همه در کنار برادر نجیب مان "سیامک" ایستادیم. و با عزت و افتخار از مسیر سخت عبور کردیم .  

و حالا در این مرحله نیز همه غریبانه دور این عزیز و آن عزیز حلقه زدیم . 

تا بگذرد.... 

یاران یکی پس از دیگری از جمع ما جدا می شوند سید بزرگ و حیدری شاداب چه دیر آمدند و چه زود رفتند صدای حزین قرآن خواندن سید هنوز در کوش جانم یاد یاران را زنده می کند . آرزوی تندرستی و موفقیت را برای هردو دارم.

مگر می شود بزرگانی همچون حسین زاده ، شیرخانی، جهان سپاس ، قلی پور،حیدری،بختیاری، سعادتی، شفیعی،امانی و... را فراموش کرد؟ 

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد 

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد 

علی جان : می بینی که چرا نمی خواهم بنویسم. واقعا" خیلی سخت است که همه آنچه که می خواهم بنویسم باید mp3  ویا DVD کنم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد