X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1391
توسط: علی

تسلیت برای عصر شنبه آذربایجان....

عصر شنبه تو اداره بودم دور و بر ساعت شش ...

تقریبا کارم تموم شده بود که مهر و فارس رو خواستم چک کنم ...

خبر عجیبی بود . خبر لرزیدن و لرزش زمین قبل ترش هم در مورد آذربایجانغربی نوشته بود و میاندوآب اما این یکی انگار فرق می کرد.

دقایقی بعد اخبار تکمیلی " 6.3 " ریشتر . ایندفعه باز هم لرزید اما دلم : قادر خوبه ؟ خانواده اش چطورن؟ آخه داره می گه (نوشته ):ورزقان و هریس و اهر ( موطن) قادر.

می گیرم: 0914...

اصلا انگار نه انگار یه جورایی خط موبایلش قطعه 

دوباره می گیرم : فراقی رو باز هم . گوشی او نهاهم مثل قادر و نوذری انگار وصل به جایی نیست.

دلشوره می گیرتم ، تلویزیون هم که چیزی نمی گه اما مهر و فارس داره خبرهاشون شلوغ تر می شه از داخل اونها می شه صدای ضجه فرزندان بی مادر و شیون مادر بر فراز تل خاک به جا مانده از آنچه کاشانه اش بوده و بغض فرو خورده پدر را می شد حس کرد .

ساعت نزدیک هفت بود که بالاخره خط قادر راه داد : الو سلام کجایی ؟

. تو فضای باز ؟

. چی شده اونجا ، تبریز چطوره ؟

. همه بیرونن علی ، نمی دونه چه خبره

. یعنی تبریز هم لرزیده ؟

. آره حسابی ، من که تبریز رو اینجوری ندیدم.

( یه لحظه با خودم کلنجار می رم ، گفتم شاید نمی دونه مرکز زلزله اهر بوده اما دل به دریا زدم )

. راستی از اهر چه خبر ؟ خانواده ات خوبن ؟

. آره اونها هم خوبن ؟

دیگه مابقی تعارفات معمول بود و تماس رو قطع کردم .

اومدم خونه

به هر ترتیبی بود : شبکه سهند رو گرفتم و از اون شب تا به حال تلویزیون رو سهند قفل شده

انگار نه انگار که گوینده و گزارشگر و مصیبت زدگان آذری صحبت می کردند .

همه را متوجه می شدم .

فرزند زیر آوار مانده که دیگر زبان نمی خواهد .

یا آن زن و شوهر که در بزنگاه نهایی همه دیگر را برای ابد نگاه داشته اند .

.

.

.

دیشب اما گزارشگر سهند قیامت کرد . به روستاهایی هیق و ... از توابع هریس و غیره می رفت و اما همان گزارشگر به مناسبت نوروز به آن روستاها رفته بود و از بچه ها و ازدواج آنها گزارش گرفته بود و اکنون از کومه های خاک و مزار آنان ...

دفتر برنامه و بودجه این مصیبت را به همو طنان عزیزمان تسلیت گفته و به خصوص با همکاران بودجه آذربایجانشرقی ( قادر - فراقی - نوذری و جعفری) و همکارانشان در ورزقان و هریس و اهر اعلان همدردی می نماید .

نظرات (2)
بنده خدا
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 02:13 ب.ظ
علی جان قربان صفایت : فقط توبیداری و اسمان خدا ... در انتظار باران رحمت الهی هستیم
امتیاز: 0 0
یکی دیگر از بندگان خدا
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:56 ق.ظ
اگر کسی هیچی نمی گه دلیل بر این نیست که خوابه
نه برادر من خیلی ها بیدارن ولی قلم نوشتن ندارن
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد