X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390

حقیقت قرآن

شاگرد با صفایی به استاد خود گفت: "من هر شب یک قرآن ختم می کنم، اما لذت و نورانیتی نمی گیرم"؛ استاد جواب داد: "قفل را باز نکردی و باطن را مشاهده نمی کنی « أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها » (آیا در آیات قرآن نمی اندیشند یا دلهای آنان قفل شده است؟ محمد/24) امشب که قرآن را تلاوت می کنی تصور کن که من در کنار تو هستم". شاگرد فردا آمد و گفت: "بیشتر از نصف قرآن را نتوانستم قرائت کنم"؛ استاد گفت: "امشب تصور کن سلمان صحابه پیامبر در کنار توست"،

فردا آمد و گفت: "فقط یک سوم قرآن را قرائت کردم"، گفت: "امشب تصور کن در محضر رسول الله تلاوت می کنی"، فردا آمد و گفت: "فقط سوره حمد را توانستم بخوانم"؛ استاد گفت: "امشب تصور کن که در محضر خداوند تلاوت می کنی"، فردا خبر دادند که شاگرد از دنیا رفت! استاد او را در خواب دید و از حقیقت امر سؤال کرد، گفت: "از خدا خواستم به برکت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نور و برکت قرآن را بر دلم نازل کند و چنین شد، ولی حتی بسم الله الرحمن الرحیم را نیز نتوانستم بخوانم، بسم الله را که شروع کردم، طاقتم تمام شد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد